تبلیغات
چمگرد - امام حسین(ع) عزت مسلمانان را با امر به معروف و نهی از منکراحیا کرد
درباره وبلاگ

آرشیو

طبقه بندی

آخرین پستها

پیوندهای روزانه

نویسندگان

آمار وبلاگ

Admin Logo
themebox

تعبیر خواب آنلاین

امام حسین(ع) عزت مسلمانان را با امر به معروف و نهی از منکراحیا کرد

امام حسین(ع) عزت مسلمانان را با امر به معروف و نهی از منکراحیا کرد
تولدی متفاوت

شاید درباره هیچ یک از ائمه (ع) نقل نشده که هنگام تولد آنان از مرگ و شهادت سخن به میان آمده باشد و دیدن طفل، پیامبر (ص) یا امام (ع) را به یاد مصیبت های آینده ای که برای نوزاد مقدر شده، انداخته باشد، جز سرور آزادگان و سیدشهیدان حضرت اباعبداله الحسین (ع). این مطلب در بسیاری از کتاب های معتبر نقل شده است. چنان که شیخ مفید (ره) در ارشاد از ام سلمه همسر پیامبر (ص) نقل می کند که: روزی پیامبر (ص) نشسته و امام حسین (ع) در دامانش بود که به ناگاه اشک از دیدگان مبارکش سرازیر شد، عرض کردم: ای رسول خدا (ص) قربانت شوم چگونه است که چشمان شما را پراشک می بینم؟ فرمود: جبرئیل نزد من آمد و مرا به فرزندم حسین (ع) تسلیت گفت و به من خبر داد که گروهی از امت من او را می کشند، خداوند شفاعت مرا نصیب آنان نکند.» علامه مجلسی هم در تاریخ چهارده معصوم (ع) شبیه این جریان را از صفیه عمه پیامبر (ص) و قابله امام حسین (ع) نقل کرده است. علامه به نقل از صفیه دختر عبدالمطلب می نویسد که :من قابله امام حسین (ع) بودم، چون آن حضرت به دنیا آمد، حضرت رسول (ص) فرمود : ای عمه بیاور فرزند مرا، گفتم: ای رسول خدا (ص) هنوز او را پاکیزه نکرده ام! حضرت فرمود: تو او را پاکیزه می کنی؟ خدا او را پاکیزه و مطهر گردانیده است. چون به خدمت آن حضرت بردم، او را در دامن گذاشت پس میان دو دیده او را بوسیده به من داد و در حالی که می گریست فرمود: خدا لعنت کند گروهی که تو را شهید کنند ای فرزند و سه مرتبه این جمله را تکرار فرمود، گفتم: پدر و مادرم فدای تو باد که او را شهید خواهد کرد؟ فرمود: «باقی مانده گروه ستم کننده از بنی امیه.»

ماجرای فطرس ملک

هم چنین از جمله ماجرای غریبی که در جریان ولادت امام حسین(ع) نقل شده استشفای فطرس ملک است. علامه مجلسی به سند معتبر ماجرای استشفای فطرس ملک را چنین نقل می کند و می نویسد: چون امام حسین (ع) متولد شد، حق تعالی به جبرئیل امر کرد که با هزار ملک برای عرض تهنیت خدمت پیامبر برسد در هنگام نزول جبرئیل به فرشته ای برخورد که او را فطرس می گفتند و از حاملان عرش الهی بود، اما چون فرمان خدا را دیر انجام داده بود مورد غضب خدا قرار گرفت و بالش شکست و در جزیره ای افتاد تا روزی که امام حسین (ع ) متولد شد. چون جبرئیل را دید از او پرسید کجا می روی؟ جبرئیل ماموریت خود را بیان کرد، فطرس گفت: ای جبرئیل مرا با خود ببر شاید که پیامبر (ص) برای من دعا کند، پس او را با خود به خدمت پیامبر (ص) برد و پس از تهنیت ،حال فطرس را به پیامبر عرض کرد حضرت فرمود: به او بگو که خود را به این مولود مبارک بمالد و به مکان خود برگردد، فطرس چنین کرد و بال درآورد و به آسمان رفت.

به مناسبت فرارسیدن سالروز میلاد امام عاشقان حضرت اباعبدا...الحسین (ع) در گفت وگویی با آیت ا... تحریری از مدرسان حوزه علمیه قم سیره امام حسین (ع) در تحقق عزت مندی مومنان از طریق احیای امر به معروف و نهی از منکر را بررسی کرده ایم که می خوانید.

توجیه معرفتی پناه بردن فطرس به امام حسین(ع)

**یکی از مواردی که در زمان ولادت امام حسین (ع) مطرح شده ماجرای پناهنده شدن فطرس ملک به امام حسین(ع) است، از نظر معرفتی این مورد چگونه توجیه می شود؟

*در زیارت امام حسین (ع) که مستحب است در روز تولد ایشان یعنی روز سوم شعبان خوانده شود، مسئله پناهندگی فطرس ملک بیان شده و در برخی روایات هم مطرح شده است. در توجیه معرفتی این موضوع باید دید این پناهندگی به چه معناست؟ آیا به این معناست که ملائکه مرتکب معصیت می شوند؟ اگر این معنا مراد باشد، قطعا صحیح نیست زیرا بر طبق آیات شریفه قرآن، ملائکه هیچ گاه مرتکب معصیت نمی شوند (لایعصون الله ما امرهم و هم بامره یعملون) بنابراین باید این روایات را توجیه کرد و گفت: فرشتگان دارای مراتب هستند که بعضی از مراتب آن گاه مرتکب «ترک اولی» می شوند یعنی خداوند متعال آنان را به مسئله ای سفارش می کند اما چون آن امر واجب نبوده است، از سوی فرشته انجام نمی شود(و یا با تاخیر انجام می شود). مرحوم علامه طباطبایی این روایات را بر فرض صحت، این گونه توجیه کرده است.

راز توجه پیامبر(ص)به امام حسین(ع)

**در حدود ۷ سالی که امام حسین (ع) پیامبر (ص) را درک کردند، آن حضرت توجه بسیاری به امام حسین (ع) و برادرشان امام حسن (ع) داشتند تا جایی که فرمودند:« حسین منی وانا من حسین» یا«الحسن والحسین امامان قاما اوقعدا» این عطف توجه گسترده پیامبر (ص) به این دو بزرگوار که نواده و فرزند دختری ایشان بودند، از ارتباط نسبی نشأت می گرفت یا جنبه معرفتی و ایمانی داشت و به خاطر جایگاه بلند آنان بود؟

*عمل رسول خدا(ص) همانند سخن آن حضرت برای مسلمانان حجت است و برای امت راهگشا. رفتار ویژه پیامبر (ص) اختصاص به امام حسن (ع) و امام حسین (ع) نداشت و امام علی (ع) و حضرت زهرا (س) را نیز در برمی گرفت. برای این رفتار ویژه پیامبر (ص) دو توجیه می توان ارائه کرد: بعضی از آن ها جنبه عاطفی دارد و از احساسات و عواطف انسانی آن حضرت نسبت به دختر و نوادگان نشأت می گرفته است و بعضی از فرمایش های حضرت هم ناظر به بعد مقام امامت و ولایت این بزرگواران است. در حقیقت پیامبر (ص) با عمل و گفتار می خواستند مردم را نسبت به امام و مقتدا و وصی پس از خود آشنا کنند. زیرا خدای متعال مقرر کرده بود امامت در نسل نبی اکرم (ص) و امیرالمومنین (ع) از طریق فاطمه زهرا (س) قرار گیرد و تداوم یابد. این حکم الهی باید به گونه ای ابراز می شد و سخنان پیامبر (ص) در حقیقت ابراز این حقیقت و ماموریت الهی بود. مانند این سخن حضرت که می فرماید: «الحسن و الحسین (ع) امامان قامااوقعدا» و یا این سخن که می فرمایند: «حسین منی و انامن حسین(ع)» و امثال آن ها. این فرمایش ها بیانگر مقام معنوی و امامت آنان است هر چند که بعد عاطفی را هم دربر می گیرد. غرض این است که پیامبر (ص) با این رفتارها و سخنان می خواست جنبه رهبری و امامت پس از خود را تثبیت کند و چهره اولیا و اوصیای بعد از خود را به مردم نشان دهد. همان گونه که امام علی (ع) نیز گاهی که افراد سوالی داشتند، آنان را به امام حسن (ع) یا امام حسین (ع) ارجاع می داد تا جایگاه معرفتی و مقام الهی آنان برای مردم روشن شود و بدین گونه توجه مردم را به سوی آن ها جلب می کرد. (علاوه بر این که در قرآن کریم در داستان مباهله به آنان اشاره کرده و در ماجرای اطعام مسکین و یتیم و اسیر که در سوره «هل اتی» (انسان) آمده از پاداش آنان سخن گفته است، با این که امام حسن (ع) و امام حسین (ع) آن زمان کوچک بودند. و یا در داستان بیعت اصحاب با پیامبر (ص) ،پیامبر (ص) با آنان نیز بیعت می کند. این موارد که در ایام کودکی شان اتفاق افتاده است عظمت آنان را نشان می دهد)

رفتار پیامبر(ص)،مصداق مودت

** در آیات متعدد قرآن «مودت ذی القربی» و اهل بیت پیامبر (ص) به عنوان اجر و مزد رسالت مطرح شده و آمده است: «قل لااسئلکم علیه اجرا الاالمودة فی القربی» با توجه به این آیات سوال این است که آیا این سیره پیامبر (ص) نسبت به امام حسین (ع) بیانگر مصداق عمل به این آیات و در راستای آن نیست؟ و اساسا مودة ذی القربی چیست؟

* باید توجه داشته باشیم که هر چیزی برامت واجب شود بر پیامبر (ص) هم به عنوان اول شخص امت واجب می شود، در مورد «مودت ذی القربی» هم وقتی واجب شود به طور طبیعی، اول بر خود پیامبر (ص) واجب می شود و سپس امت تبعیت می کنند. مودت ذوی القربی، هم یعنی اظهار محبتی که جایگاه آنان را در جامعه نشان بدهد و نه صرف اظهار محبت عاطفی که در میان همه انسان ها هست،زیرا معنا ندارد پیامبر اکرم (ص) چنین اظهار محبتی را مزد رسالت خود که دائمی و همگانی است قرار دهد. البته این محبت قطعا جنبه مادی ندارد، بلکه جنبه معنوی و روحی دارد که عبارت از حفظ و حراست از دین خاتم و مقام رسالت است. حافظ دین پس از پیامبر (ص) همان مقام امامت است که با تعبیراتی چون «مودة ذی القربی» و یا آیه تطهیر از آن یاد شده است. در آیه تطهیر هم بعد مهم جنبه اجتماعی آن است به این معنا که گرچه تطهیر مزیت فردی و ویژگی برجسته ای به لحاظ شخصی است، اما این ویژگی برای روشن شدن آن جایگاه امامت و رهبری این بزرگواران است.

عزت محوری در سیره امام حسین(ع)

**از این مباحث که بگذریم، در سیره ائمه (ع) که تامل می کنیم می بینیم هر یک از آنان به تناسب شرایط، رویکرد و راهبرد ویژه ای داشته اند. در زندگی امام حسین(ع) هم شاهد هستیم که آن حضرت روی بحث عزت مداری و عزت مندی مسلمانان تکیه می کنند و اوج این رویکرد را در جریان قیام عاشورا مشاهده می کنیم، آن جا که می فرماید: «الاوان الدعی بن الدعی قدرکزنی بین اثنتین بین السلة والذله وهیهات مناالذله و یابی الله ذلک لنا والمومنون وحجورطابت و طهرت...» همانا پسر نابکار مرا بین دوچیز مخیر کرده است: یا شمشیر و یا ذلت و ما خانواده هرگز زیر بار ذلت نخواهیم رفت و خداوند و رسولان و دامن های پاک و اجداد طاهرین به ما اجازه نمی دهند تا طاعت لئیمان را بر عصیان کریمان برگزینیم و به ذلت و سازش با ستمگران تن دهیم.ابعاد این رویکرد عزت مدارانه و عزیز بودن مومن را با توجه به سیره ایشان توضیح دهید؟

*در هر مقطعی از مقاطع باید شرایط را ملاحظه و به تناسب آن برنامه ها و امور را با توجه به اهداف و آرمان ها تنظیم کرد. این یک اصل کلی است که ما آن را در زندگی پیامبر (ص) و ائمه (ع) هم ملاحظه می کنیم. آن چه شما درباره امام حسین(ع) اشاره کردید، تا حدی درست است، اما به این معنا نیست که امام حسن (ع) که با معاویه صلح کرد نمی خواست حالت «عزت» ایمانی را حفظ کند. آن چه که برای مومنان و اولیای الهی اهمیت دارد و سعی در انجام آن دارند، آن است که می خواهند اهداف الهی را در هر زمانی پیاده و اجرا کنند، راه خدا و حقانیت دین الهی را بیان کنند. این هدایت و راهنمایی و ارائه طریق به تناسب شرایط، جلوه های مختلفی به خود می گیرد، گاه با خطابه و تبیین و تبلیغ است و گاه با مبارزه و گاه با صلح. در دوره امامت امام حسین (ع) ما دو گونه برخورد از امام(ع) را مشاهده می کنیم. ۱ - سکوت عملی (و نه سکوت قولی) به معنای نداشتن حالت تهاجمی نسبت به معاویه و استمرار رویکرد امام حسن(ع) در قبال بنی امیه. ۲ - قیام بر ضد یزید و حرکت در راه براندازی خلافت امویان. در این مرحله حضرت می فرمایند: خلافت بر آل ابی سفیان حرام است. البته پیش از آن هم امام حسن(ع) و هم امام علی(ع) چنین سخنی را نسبت به معاویه فرموده بودند. این امر نشان می دهد که منطق آن ها یکسان است اما عملکردها به تناسب شرایط مختلف می شود. چنان که امام علی(ع) که در آغاز خلافت لحظه ای حاضر نمی شدند معاویه را در منصب حکومت شام نگه دارند، در جنگ صفین ناچار می شوند حکمیت را بپذیرند. اما پس از صفین و بعد از سرکوبی خوارج نهروان دوباره منطق تهاجمی بر ضد معاویه را از سر می گیرند. بنابراین آن چه در جهت گیری اولیای الهی اهمیت دارد، حفظ و حراست از کیان اسلام است که این مهم در شرایط گوناگون قالب های مختلفی پیدا می کند.

نقش حکومت در فراهم کردن زمینه های عزت

** به اهمیت حکومت و تاثیر آن بر جامعه در دعای عرفه امام حسین(ع) اشاره شده است. آن جا که امام (ع) تولد در دوره حاکمیت صالحان را یک امتیاز و فضیلت می شمارند، از مجموعه این سخنان می توان استنباط کرد که صالح بودن حکومت و جامعه فضای مناسبی برای زندگی عزت مندانه و متعالی فراهم می آورد و بر همین اساس به قیام و حرکت بر ضد یزید دست می زنند آیا این چنین است؟

*آن چه از منطق قرآن و سنت استفاده می شود آن است که خدای متعال خواسته است انسان و جامعه عزیز باشد.

دست یابی به عزت کامل هم جز در پرتو پیاده شدن دین در ابعاد گوناگون فردی و اجتماعی محقق نمی شود. انبیا و اولیا(ع) نیز موظف بودند که هم عزت دین و هم مومنان را تحقق ببخشند اما نه با زور و غلبه بلکه با زمینه سازی از طریق رشد فکری و روشنگری و آگاهی بخشی نسبت به اذهان عمومی جامعه. در این حالت اگر مردم سستی کردند و نخواستند این عزت در سطح وسیع جامعه تحقق پیدا کند، دست ولی خدا از تحقق این امر کوتاه می شود و قهرا موفق نمی شود که با تشکیل حکومت عادلانه و الهی، جامعه را به سمت عزت رهنمون شود. امام حسین(ع) نیز در همین راستا حرکت کرد، اما نتوانست. هر چند عزت فردی و منطقی خود را حفظ کرد، ولی در زمان امام زمان (عج) عزت و سربلندی افراد و جامعه از طریق حکومت جهانی حضرت تحقق می یابد. لذا در دعا می خوانیم: «انا نرغب الیک فی دولة کریمه تعز بها الاسلام و اهله...»

تاثیر حکومت در صلاح وفساد جامعه

**آیا می شود از این منطق و سیره امام حسین(ع) استنباط کرد که حکومت نقش و تاثیر بسیاری در صلاح و فساد مردم دارد و جایگاه حکومت و نظام اجتماعی در تربیت مردم برجسته است؟

*بله، قطعا چنین است اساسا ادیان الهی، ادیان اجتماعی و حکومتی هستند و ما نمی توانیم حکومت را جدای از دین بدانیم. منتهی این امر بستگی به پذیرش مردم و همگامی آنان با اولیای الهی دارد که تا چه اندازه برای تحقق بخشیدن احکام الهی در همه ابعاد آمادگی داشته باشند. لذا ما مشاهده می کنیم در زمان های اندکی که مردم با رهبران الهی همگامی داشتند، در همین ایام به عزت کم نظیری دست یافتند. مردم مدت کمی با پیامبر(ص) همراهی کردند و با وجود جنگ های طاقت فرسا و هجوم همه جانبه دشمن ایستادگی کردند، نتیجه آن، این شد که منطق دین در مناطق گسترده ای غلبه پیدا کرد و جامعه ای الگو پدید آمد.

امر به معروف ونهی از منکرمکانیزم تحقق وتداوم حکومت صالحان

**در روایات ما یکی از آثار ترک امر به معروف و نهی از منکر، تسلط اشرار و ناصالحان بر جامعه شمرده شده است، آیا از این روایات می شود فهمید که امر به معروف و نهی از منکر در اسلام به عنوان مکانیزمی برای تحقق حکومت صالحان و تداوم آن تعبیه شده است؟ به این معنا که اگر امر به معروف و نهی از منکر به درستی فهم و اجرا شود، حلقه صالحان مدیریت جامعه را به دست می گیرند و اگر این واجب ترک شود، اشرار قدرت را به دست می گیرند و عزت مومنان را مخدوش می کنند؟

*بله، چنین است برای تایید صحبت شما باید گفت همه دستورهای شرع مقدس اسلام برای به عزت رسیدن مومنان و برای آن است که زیر بار حکم طاغوت و طاغوتیان نروند و گرفتار ذلت آن ها نشوند. برای تحقق این امر در سطح جامعه خداوند امر به معروف و نهی از منکر را بر عهده انسان ها قرار داده است. این واجب دو بعد دارد، بعد اول برای اصلاح جامعه از مفاسد است که همواره و در همه ایام ساری و جاری است و بعد دوم که اشاره کردید، بعد حکومتی امر به معروف و نهی از منکر است. به این معنا که اساسا حکومت صالح نمی تواند بدون مرکزیت امر به معروف و نهی از منکر شکل بگیرد و تداوم یابد. به تعبیر قرآن باید همواره گروهی باشند که امر به معروف کنند: « و لتکن منکم امة یدعون الی الخیر و یامرون بالمعروف و ینهون عن المنکر» بنابراین یکی از جنبه های به عزت رساندن جامعه اسلامی اجرای امر به معروف و نهی از منکر است.

حکومت بزرگ ترین معروف

**امام حسین (ع) در جریان حرکت و قیام خود یکی از مسائلی که بر آن تاکید داشتند، مسئله امر به معروف و نهی از منکر بود، آیا می توانیم از سیره امام(ع) استنباط کنیم که اساسا تشکیل حکومت از بزرگ ترین معروف هاست همان گونه که حکومت ناصالح از بالاترین منکرهاست، به همین خاطر امام حسین(ع) به عنوان مجری به حق احکام و به دنبال اجرای احکام اسلامی که از مهم ترین آن ها تصدی حکومت و مدیریت جامعه است، اقدام کردند؟

*بله قطعا همین گونه است. امام(ع) اولین کسی است که وظیفه اجرای احکام اسلامی از جمله امر به معروف و نهی از منکر را بر عهده دارد. حال اجرای امر به معروف یا به صورت ارشاد حاکم ظالم انجام می شود و یا به گونه قیام بر ضد حکومت و به این نحو که می گوید تو حق حکومت نداری. هر دو بعد برای امام (ع) وجود داشته است. همان گونه که برای امام علی(ع) نیز هر دو بعد محقق شد. لکن برخی از امور تنها با پذیرش و همراهی جامعه صورت می گیرد و اقدام امام(ع) به تنهایی کفایت نمی کند. در زمان پیش از قیام امام حسین(ع) شرایط مهیا نبود، اما در این زمان زمینه مهیا شد و امام به اجرای امر به معروف به صورت قیام بر ضد حکومت اقدام کرد.

دستگیری از محرومان

**یکی از مسائلی که در سیره ائمه (ع) برجسته است، دستگیری از محرومان است. در زمان امام حسین(ع) هم شاهد دستگیری گسترده ایشان از نیازمندان هستیم. درباره این سیره و سنت نیکو توضیح دهید؟

*دین برای تحقق بخشیدن معروف و خوبی هاست و ما موظف به توسعه خوبی ها هستیم. در راس عاملان به خوبی ها امامان(ع) هستند چنان که در زیارت جامعه کبیره می خوانیم: « ان ذکر الخیر کنتم اوله و اصله و فرعه و معدنه و ماواه و منتهاه». ائمه از نظر فردی در راس همه نیکوکاران قرار دارند و اصول کرم و معدن جود و سخا هستند و از نظر اجتماعی هم الگویی برای جامعه هستندو نمی توانند نسبت به نیاز نیازمندان بی تفاوت باشند. علاوه بر این چون شیعیان تحت فشار حاکمان ستمگر بودند و از نظر مالی در مضیقه و در شرایط سختی قرار داشتند، امامان(ع) نسبت به دستگیری از آنان توجه ویژه ای داشتند.



سه شنبه 14 تیر 1390-08:26 ق.ظ
نظرات() 

How you can increase your height?
شنبه 11 شهریور 1396 11:19 ب.ظ
Hi there! This article couldn't be written much better!
Looking at this article reminds me of my previous roommate!
He continually kept preaching about this. I'll send this post to him.
Fairly certain he will have a good read. Thanks
for sharing!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر