تبلیغات
چمگرد - در گفت وگو با دکتر محمدحسین رجبی دوانی صاحب نظر تاریخ اسلام مطرح شدبا روزنامه خراسان
درباره وبلاگ

آرشیو

طبقه بندی

آخرین پستها

پیوندهای روزانه

نویسندگان

آمار وبلاگ

Admin Logo
themebox

تعبیر خواب آنلاین

در گفت وگو با دکتر محمدحسین رجبی دوانی صاحب نظر تاریخ اسلام مطرح شدبا روزنامه خراسان

فرازهایی برجسته از زندگی امام حسین علیه السلام
رضوانی نیا

سخن گفتن از امام حسین(ع)، سخن گفتن از پیامبر(ص) است و صحبت از پیامبر(ص) سخن از اسلام ،زیرا که پیامبر اعظم(ص) فرموده است:« حسین منی و انا من حسین». اگر پیامبر(ص) موسس و آورنده اسلام است، امام حسین(ع) احیاکننده آن و اگر در مبعث و غدیر اسلام رویید و به کمال رسید، در روز عاشورا حیاتی دوباره یافت و تفسیر ناب امام حسین(ع) از اسلام، خط بطلان بر همه وسوسه ها و راه های انحرافی و بدعت ها کشید و مسیر اسلام ناب را در پیش چشم همگان قرار داد.چنین پیوندی نیز در زمان ولادت سرور آزادگان حضرت اباعبدا...الحسین(ع) مشاهده می شود آن گاه که در ماه رسول مهر و محبت یعنی شعبان، سومین خورشید امامت در آسمان این ماه طلوع می کند و ...

به مناسبت سالروز میلاد باسعادت امام حسین(ع) در گفت وگویی با دکتر محمدحسین رجبی دوانی از صاحب نظران تاریخ اسلام فصل های مختلف زندگی امام حسین(ع) را ورق زده ایم. وی در این مصاحبه با اشاره به این که حدود ۶ سال از عمر امام حسین (ع) در عصر رسول ا...(ص) سپری شد، به طوری که می توان گفت ایشان و امام حسن (ع) تربیت شده دامان پیامبر اسلام (ص) هستند، تصریح کرد: ایشان سال سوم یا چهارم هجرت پیامبر (ص) در سوم شعبان به دنیا آمدند .

امام حسین (ع) و بال مجروح فطرس ملک

رجبی دوانی با اشاره به روایاتی که نقل می کند پس از این که امام حسین (ع) به دنیا آمدند، فطرس ملک که بال مجروحی داشت، بال خود را به امام حسین (ع) متبرک کرد و شفا یافت، گفت: هر چند این نقل ها خیلی مورد اعتماد نیست و در کتاب های معروف و مورد اعتماد شیعی ذکر نشده است، اما از شأن و مقام والای حضرت این امور بعید نیست و به لحاظ اعتقادات شیعی ما می تواند چنین اتفاقاتی بیفتد. شخصیت والای ائمه(ع) ما به گونه ای است که تمام فرشتگان و انبیای الهی هم در ظل وجود این بزرگواران قرار دارند. به عنوان مثال آدم ابوالبشر(ع) جد همه ما انسان ها خدا را به ذوات مقدس ۵ تن رسول ا...(ص)، امیرالمومنین(ع)، حضرت فاطمه (س) و حسنین(ع) سوگند می دهند یا حضرت نوح(ع) وقتی در کشتی و در آن دریای متلاطم، خودشان و بقیه ساکنان کشتی در سختی قرار می گیرند برای آرامش، از این ذوات مقدس یاد می کنند، حضرت ابراهیم(ع) نیز هنگام افکنده شدن در آتش به همین ذوات مقدس متوسل می شوند. بنابراین وقتی انبیای بزرگ الهی در سایه وجود اهل بیت (ع) می توانند به عنایات الهی دست یابند، طبیعی است که درباره فرشتگان هم چنین مواردی رخ دهد و چنین امری از ساحت اهل بیت (ع) به دور نیست.

امام حسین(ع) در دوران خانه نشینی امام علی(ع)

این محقق به دوران ۲۵ ساله خانه نشینی حضرت علی(ع) و به نقش و حضور امام حسین(ع) در این سال ها اشاره کرد و افزود: اگرچه از این سال ها در تاریخ گزارش های محدودی به ما رسیده است، از جمله این که امام حسن(ع) و امام حسین(ع) جزو شهودی هستند که برای احیای حق مادر خود در قضیه فدک حاضر می شدند ولی خلیفه شهادت آن ها را به این دلیل که به بلوغ نرسیدند، رد کرد.

امام حسین(ع) و خلفا

رجبی دوانی در باره نحوه برخورد و رفتار امام حسین(ع) با خلفا (ابوبکر، عمر و عثمان) گفت: در مورد ۲ خلیفه اول، گزارشی در باره رفتار امام حسین(ع) با آن ها به ما نرسیده است.

و داع تاریخی امام حسین(ع) با ابوذر

وی افزود: اما در این دوران ماجرایی که در تاریخ نقل شده بدرقه ابوذر، صحابی بزرگ رسول ا...(ص) توسط امام علی(ع) ، امام حسن(ع) و امام حسین(ع) است که این ماجرا هم شان و جایگاه برجسته ابوذر را نشان می دهد که امام علی(ع) و فرزندان معصومش، زودتر از موعدی که دستگاه خلافت، راه ها را می بندد که کسی برای بدرقه ابوذر نرود، این بزرگواران به بدرقه ابوذر می روند که آن جا امیرالمومنین(ع) خطاب به امام حسن(ع) و امام حسین(ع) می فرمایند: بروید با عمویتان ابوذر وداع کنید. این دو هم این گونه عمل می کنند. نقل شده است که امام حسین(ع) ابوذر را در آغوش می گیرند و خطاب به او می فرمایند: «خداوند این قدرت را دارد که این وضعیت را تغییر دهد و متحول کند، این مردم دنیایشان را از تو باز داشته اند و تو دینت را از آن ها دریغ کردی، تو از آن ها بی نیازی در حالی که آن ها به دین تو محتاج اند، از خدا شکیبایی و پیروزی درخواست کن و از جزع به درگاه خدا پناه ببر که صبر و پایداری لازمه دینداری است و بی تابی اجل انسان را به تاخیر می اندازد» ابوذر نیز چنین عمل کرد و اسوه صبر و مقاومت شد.

امام حسین(ع) و فتوحات عصر عثمان

وی در پاسخ به این سوال که آیا امام حسین(ع) در فتوحات زمان خلفا به خصوص فتوحات عصر عمر و عثمان شرکت داشته اند یا خیر، افزود: برخی از منابع اهل تسنن ذکر کرده اند که این دو امام در فتوحات دوره خلیفه سوم حضور داشته اند و حتی نقل می کنند ایشان تا گرگان و شمال آفریقا رفته اند ولی این موضوع بعید به نظر می رسد به خصوص این که فتوحات در عصر خلیفه سوم از انگیزه های معنوی تهی شده بود ، هر چند ظاهر آن جهاد بود.بسیار بعید است که امام حسن(ع) و امام حسین(ع) در فتوحات شرکت کرده باشند. برخی منابع اهل سنت هم گفته اند، امام حسن(ع) و امام حسین(ع) از عثمان در برابر انقلابیون دفاع می کردند که این حرف هم درست نیست ؛ چون امیرالمومنین(ع) این دو را مامور کرده بودند که آب و آذوقه به عثمان که در محاصره قرار داشت، برسانند و کمک به او در همین حد بود. وی با بیان این که امام حسن(ع) و امام حسین(ع) در ۲۵ سال خانه نشینی حضرت علی (ع) هم جهت امیرالمومنین(ع) حرکت کرده و مطیع آن حضرت بودند، اظهار داشت: این دو از امام زمان خود به بهترین وجه اطاعت می کردند.

در دوران خلافت پدر

امام علی (ع) بعد از حدود ۶ ماه که از خلافتشان می گذشت، مجبور شدند برای سرکوب پیمان شکنان از مدینه خارج شوند و به سوی بصره بروند. امام حسین (ع) نیز در این عرصه بزرگ حضور داشتند و بعد از سرکوبی پیمان شکنان وقتی امیرالمومنین (ع) مقر خلافت را به کوفه تغییر دادند و دیگر به مدینه بازنگشتند، امام حسن (ع) و امام حسین (ع)و گروهی از نزدیکان آن ها از جمله حضرت زینب (س) و ام کلثوم و خانواده هایشان هم به کوفه نقل مکان کردند .این استاد دانشگاه در پاسخ به این سوال که امام حسین (ع) با وجود شایستگی های فراوانی که داشتند چرا در حکومت امام علی (ع) صاحب مناصب سیاسی و حکومتی نشدند، اظهار داشت: با وجود تمام قابلیت های بی مانند امام حسن (ع) و امام حسین (ع)، امیر المومنین (ع) به آن ها پست سیاسی و مسئولیتی ندادند چون جوی را خلیفه پیشین (عثمان) برای اولین بار پدید آورده بود که در دوران خلیفه اول و دوم سابقه نداشت، او به خویشان و بستگانش مناصب مهمی در حکومت داد که باعث خشم و اعتراض مردم و انتقاد شدید آن ها شد که از عوامل مهم قیام مردم علیه عثمان و قتل او، همین مسئله بود.

امام حسین (ع) در دوران حکومت پدرشان، دارای پست سیاسی نبودند

برداشت شخصی من این است که به دلیل همین ذهنیت منفی که به وجود آمده بود، امیرالمومنین (ع) هم صلاح ندانستند که فرزندانشان ولو این که به لحاظ شایستگی و لیاقت و تقوا، اصلا قابل قیاس با پیشینیان نبودند، در مسند پست و مقام قرار گیرند. سند و مدرکی در این باره وجود ندارد ولی من چنین استنباطی از این موضوع دارم. رجبی دوانی، به حضور امام حسن (ع) و امام حسین (ع) در همه میادین سخت نبرد در کنار امیرالمومنین(ع) اشاره و تصریح کرد: این دو بزرگوار در کنار پدرشان در همه عرصه ها و میدان های سخت حضور داشتند و یاری گر پدر بودند.

امام حسین (ع) در صفین، نهروان و جمل

وی ادامه داد: در جنگ صفین هم باز این دو بزرگوار یعنی امام حسن (ع) و امام حسین (ع) حضور داشتند و همراه مسلم بن عقیل و عبدا... بن جعفر، فرماندهی جناح راست سپاه امیرالمومنین (ع) را برعهده داشتند و جنگ های محدودی هم داشتند اما امیرالمومنین (ع) از حضور این دو بزرگوار در عرصه های سخت و جبهه های سنگین ممانعت می کردند چون خوف آن را داشتند که مبادا خطری متوجه آن ها شده و نسل پیامبر تهدید شود. در تاریخ آمده است که امام علی (ع) محمد حنفیه پسرشان را به سخت ترین میادین می فرستادندو در حالی که مثلا ایشان از میسره دشمن بازگشته بودند حضرت او را به میمنه دشمن می فرستاد وقتی از آن جا برمی گشت امام علی (ع) او را به قلب دشمن می فرستادند، به نحوی که این امر به نوعی گلایه محمد را برانگیخت و به پدر گفت: مرا سه مقطع به سخت ترین عرصه ها فرستادید و من مجروح و خسته برگشتم اما من برادر حسن و حسین (ع) هستم در حالی که شما آن ها را از آمدن به این میادین منع می کنید و مانع می شوید که در این عرصه ها حضور یابند. امیرالمومنین(ع) پاسخ جالبی به پسرشان دادند و فرمودند: تو فرزند من هستی، در حالی که آن ها فرزندان پیامبر(ص) هستند، آیا می پسندیدی که خطری متوجه آن ها شود و نسل پیامبر(ص) نابود شود؟ با این پاسخ حضرت، محمد حنفیه از گلایه خود پشیمان شد و گفت: جان من فدای آن دو و کار درست همین است که شما انجام می دهید. وی ادامه داد: علاوه بر صفین و جمل، این دو بزرگوار در نهروان نیز در کنار پدر حضور یافتند. پس می توان گفت که این دو بزرگوار هم پای پدر، در همه عرصه های سخت حضور داشتند اگر چه امیرالمومنین(ع) سمت و مسئولیت رسمی سیاسی به آن ها نسپرده بودند.

امام حسین (ع) مطیع امام عصر خویش بودند

وی به دوران زندگی امام حسین (ع) پس از شهادت امیرالمومنین و در عصر خلافت امام حسن مجتبی(ع) اشاره کرد و یادآور شد: امام حسین (ع) در عصر امام حسن (ع) همچنان همان سیاست مطیع و پیرو امام زمان بودن خودشان را مثل دوران امامت امام علی (ع) دنبال کردند.با شهادت امام علی (ع) دوران امامت امام حسن (ع) آغاز شد و ایشان بر امام حسین (ع) هم امام بودند و همان طور که بقیه شیعیان از امام مجتبی (ع) اطاعت می کردند، ایشان هم مطیع آن حضرت بودند. در لشکرکشی امام حسن (ع) به سوی معاویه که به مدائن ختم شد و در آن جا سپاه امام (ع) از هم پاشید، امام حسین (ع) هم پای برادر و امام خود در آن حادثه حضور داشتند. وقتی مسئله مهم صلح امام حسن (ع) پیش آمد، ایشان مطیع و فرمانبردار برادرشان بودند، البته در برخی از منابع اهل سنت آمده است که امام حسین (ع) به پذیرش صلح توسط امام حسن (ع) اعتراض داشتند و حاضر به پذیرش آن و بیعت با معاویه نبودند و امام حسن(ع) به نوعی ایشان را توجیه کردند و امام حسین(ع) هم با این تعبیر که شما بزرگ من و فرزند ارشد پدر و خلیفه هستی صلح را پذیرفتند، اگر چه مشخص است که این برداشت درست و منطقی نیست.

ادامه سیاست های برادر در برخورد با معاویه

به ویژه این که بعدها و پس از شهادت امام حسن (ع) که امامت امام حسین (ع) آغاز می شود برخی از شیعیان خطاب به ایشان نامه می نویسند و ضمن تسلیت شهادت برادر و اعلام بیعت با ایشان، می گویند ما حاضریم در پرتو فرماندهی شما علیه معاویه قیام کنیم که آن حضرت می فرمایند: من هم چنان بر پیمان صلح برادرم استوار هستم. بخش مهم و اعظم امامت امام حسین (ع) در دوران خلافت معاویه گذشت حدود ۱۰سال از امامت ایشان در این زمان گذشت و ایشان به پیمان صلحی که امام حسن (ع) منعقد کرده بودند، وفادار ماندند. یعنی همان سیاست برادر را ادامه دادند چون شرایط همان شرایط بود و چیزی عوض نشده بود. وقتی معاویه مرد و شرایط عوض شد تکلیف امام حسین(ع) هم تغییر یافت. به عبارتی اگر امام حسن(ع) شهید نشده بود و معاویه می مرد چون با مرگ معاویه شرایط عوض می شد امام حسن (ع) همان کاری را می کردند که برادرشان امام حسین(ع) در کربلا انجام دادند.

نامه های بین امام حسین(ع) و معاویه

وی به نامه های بین امام حسین(ع) و معاویه اشاره کرد و گفت: در آن ۱۰سال امامت امام حسین(ع) در عصر معاویه چند مورد دیدار و ملاقات بین معاویه و امام (ع) گزارش شده است، به عنوان نمونه در تاریخ آمده است که معاویه نامه ای خطاب به امام حسین(ع) می نویسد و در آن نامه، ضمن طرح مسائلی می گوید: ماحجربن عدی را که از شیعیان پدرت بود. کشتیم، او را غسل و کفن کردیم، بر او نماز خواندیم و به خاک سپردیم. به نوعی معاویه می خواهد با شرح این ماجرا امام را تهدید کند. امام (ع) در جواب معاویه می نویسند: «اما بدان اگر ما بر تو و پیروان تو دست یابیم و شما را بکشیم. شما را نه غسل می کنیم نه کفن می کنیم نه نماز می خوانیم و نه دفن می کنیم.» امام می خواهند بگویند از نظر ما شما اصلا مسلمان نیستید، چون برای میت مسلمان واجب کفایی است که او را غسل و کفن و تدفین کرد نه غیرمسلمان.

پاسخ قاطع امام(ع) به نامه معاویه

وقتی معاویه از مردم برای فرزند نابکارش یزید بیعت می گیرد، مروان حکم پسرعموی عثمان که حاکم مدینه بود به معاویه فشار می آورد و چند نامه می نویسد که باید از امام حسین(ع) بیعت بگیری چون امام حسین(ع) زیربار حکومت یزید نخواهد رفت، معاویه اول زیر بار حرف مروان نمی رود و قصدش این است که با امام (ع) بر خوردی نداشته باشد حتی به مروان می نویسد که در مورد حسین بن علی(ع) سخت بر حذر باش از این که متعرض او شوی، تا او متعرض تو نشده کاری به کار او نداشته باش، زیرا تا او به پیمانش با ما پای بند است و در حکومت هم به منازعه با ما برنخاسته است، نمی خواهیم با او درگیر شویم. اما مروان دوباره نامه می نویسد که رفت و آمد مردم نزد حسین بن علی(ع) زیاد شده و من پیش بینی می کنم که شما روزهای سختی را از جانب حسین بن علی(ع) در پیش رو داشته باشید او بالاخره معاویه را وادار می کند که نامه ای خطاب به امام حسین (ع) بنویسد، در این حال معاویه را می نویسد که خبرهایی به من رسیده که اگر راست باشد چنین گمانی به شما نداشتم و اگر دروغ باشد شما شایسته تر هستی که از این موارد دور باشی.تهدیدهم می کند و می گوید: کاری نکن که مرا وادار به قطع رحم کنی، می خواهد خودش را خویش و قوم امام (ع) هم نشان دهد. معاویه ادامه می دهد : اگر قرار باشد شما حق مرا انکار کنی، من هم شما را انکار می کنم، اگر درموردمن کیدی بکنید، من هم در مورد شما کید می کنم، معاویه در آخر نامه هم می گوید: ای حسین(ع) بترس از این که بین مسلمانان اختلافی ایجاد کنی و آن ها را به فتنه بیندازی. شنیده ام عده ای از مردم عراق شما را به قیام دعوت کردند، در صورتی که شما مردم عراق را می شناسید و تجربه کرده اید که با پدر و برادرت چه کردند.

امام حسین(ع) هم پاسخ بسیار محکم و کوبنده و به نسبت مفصل به او می دهند و معاویه را به شدت به محاکمه می کشانند، اولا حضرت خبرهایی را که معاویه می دهد ، رد می کنند و می فرمایند: این متملقان و دروغ گویان خبرهای دروغ به تو دادند و من قصد جنگ با تو را ندارم هرچند که در ترک جنگ با تو از خدا بیمناک هستم. آن وقت حضرت خیانت ها و دغل کاری های معاویه را برای او شرح می دهند از جمله شهادت حجربن عدی، انتساب زیادبن ابیه به معاویه و ... را برای او می شمارند و با حالت تحقیرآمیزی خطاب به او می گویند: خداوند هیچ گاه تو را فراموش نخواهد کرد، که به محض این که نسبت به مردم گمانی بد می کنی، دستگیرشان می کنی و به اولیای خدا تهمت می زنی و آن ها را می کشی و آن ها را از خانه هایشان تبعید می کنی و برای پسرت از مردم بیعت می گیری در حالی که پسرت شراب می نوشد و با سگ ها بازی می کند و من جز این برای تو نمی بینم که خودت را به زیان افکندی و دین خودت را نابود کردی، مردم زیر دست خود را فریب دادی و به گفتار نادانان گوش دادی و انسان های پارسا و باتقوا را ترسانده ای.

انفعال معاویه از پاسخ امام حسین (ع)

معاویه با این پاسخ حضرت منفعل می شود، به خصوص این که به نظر می رسد معاویه برای سنجش امام (ع) و دانستن دیدگاه ایشان این نامه ها را می نویسد، شواهد و قراینی داریم که او با چنین هدفی این نامه ها را نوشت و وقتی موضع امام (ع) را دید به شدت فرزندش را از رویارویی با امام(ع) و گرفتن بیعت نهی کرد. به ویژه این که معاویه می دانست پیمان صلح را نقض کرده و بعد از مرگش، امام حسین(ع) واکنش نشان خواهند داد. چون یکی از مفاد صلح نامه این بود که خلافت به معاویه می رسد و پس از او، خلافت به امام حسن(ع) یا امام حسین(ع) واگذار می شود و معاویه حق تعیین جانشین ندارد، معاویه می دانست طبق مفاد صلح نامه بعد از مرگ او، باید خلافت به امام حسین(ع) برسد ولی او بر خلاف مفاد قرارداد صلح پسر نابکارش را به ولی عهدی عالم اسلام تحمیل کرد و می دانست امام حسین(ع) در برابر این مسئله سکوت نخواهد کرد.

دیدار معاویه با امام حسین(ع)

رجبی دوانی به سفر معاویه به حجاز برای گرفتن بیعت از مردم اشاره کرد و اظهار داشت: معاویه سفری به حجاز می کند تا برای یزید بیعت بگیرد، اگرچه به ظاهر قصدش حج است . آن جا معاویه با امام حسین(ع) و برخی از اصحاب رسول ا...(ص) دیدار می کند که در آن ملاقات هم امام(ع) با صلابت برخورد می کنند و معاویه جرات نمی کند متعرض امام شود. همچنین در تاریخ آمده است که معاویه دختر حضرت زینب (س) را برای یزید خواستگاری کرد تا با این کار به نوعی خودش را به خاندان اهل بیت (ع) نزدیک و از آن سوء استفاده کند اما امام حسین(ع) این خواستگاری را نپذیرفتند و آن دختر را به عقد فردی از بنی هاشم که هم کفو او بود درآوردند.



سه شنبه 14 تیر 1390-08:31 ق.ظ
نظرات() 

How do you get a growth spurt?
جمعه 17 شهریور 1396 10:09 ق.ظ
Hello, yes this paragraph is genuinely good and I have learned lot of
things from it on the topic of blogging. thanks.
How long does it take to recover from Achilles injury?
سه شنبه 17 مرداد 1396 09:49 ق.ظ
Thank you for another excellent post. Where else may just anyone get that kind of
information in such a perfect method of writing?
I've a presentation next week, and I am on the
search for such information.
Dewitt
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 08:52 ق.ظ
Fine way of describing, and fastidious post to obtain information concerning my presentation subject matter, which i am
going to convey in university.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر