تبلیغات
چمگرد - عزاداری برای سیدالشهدا(ع)چرا و چگونه؟
درباره وبلاگ

آرشیو

طبقه بندی

آخرین پستها

پیوندهای روزانه

نویسندگان

آمار وبلاگ

Admin Logo
themebox

تعبیر خواب آنلاین

عزاداری برای سیدالشهدا(ع)چرا و چگونه؟

 

 

 

آینده‎سازی، معرفت‎یابی و انحراف‎زدایی، از آثار عزاداری است، شاید هیچ عمل مستحبی به اندازه اقامه عزا بر حضرت سیدالشهدا (علیه‎السلام) مورد تأکید پیشوایان دینی ما نبوده است. تأکید و تشویقی که نسبت به بزرگ‎داشت قیام عاشورا و یادآوری حوادث کربلا صورت گرفته است، هم از نظر کمیت و شمار توصیه‎‎ها و هم از نظر کیفیت و مفاد وعده‎ها، شگفت‎انگیز است. علاوه بر سیره عملی پیامبر و امامان معصوم، در ذکر مصائب امام حسین (علیه‎السلام) و جدای از آن‎که حتی انبیای پیشین نیز ذاکر و عزادار این حادثه بی‎نظیر تاریخی بوده‎اند، احادیث و روایات پرشماری در این‎باره به دست ما رسیده است که بی‎تردید از مرز تواتر فراتر رفته است و در مجموع شکی در اصالت سند و صحت اسناد آن‎ها باقی نمانده است و نمی‎ماند.

از نظر دلالت و محتوای این‎روایات نیز کمتر توصیه‎ای را می‎توان یافت که تا این اندازه، مورد تحسین و مستوجب پاداش تلقی شده باشد. برای نمونه به احادیث متعدد و معتبری باید اشاره کرد که تعیین پاداش ریزش اشک به یاد امام حسین (علیه‎السلام) را تنها خود خدا می‎داند و البته تأکید می‎کند که خداوند به کمتر از بهشت راضی نخواهد شد. هم چنین روایاتی که می‎گوید هرکس شعری درباره حسین (علیه‎السلام) بسراید و گریه کند، بهشت بر او واجب می‎شود؛ همان‎گونه که اگر شعری بگوید و بگریاند یا تباکی کند، بهشت جایگاه وی خواهد بود. حتی در روایتی از امام صادق (علیه‎السلام) نقل شده است که «برای هر کاری (اندازه‎ای از) پاداش است مگر اشک ریختن بر ما» که پاداش آن اندازه ندارد و همان حضرت فرمود: «در روز قیامت زیارت‎کنندگان حسین (علیه‎السلام) برتری خاصی بر دیگران دارند و آن این است که ۴۰ سال قبل از همه مردم و در حالی‎که آنان هنوز گرفتار حساب هستند، وارد بهشت می‎شوند.»

فلسفه عزاداری

اینک جای پرسش است که این همه تأکید و آن همه وعده پاداش به چه دلیل است؟ چگونه می‎توان گریه (بکاء) یا حتی گریه‎نمایی (تباکی) بر امام حسین (علیه‎السلام)، را موجب ورود قطعی به بهشت دانست. حال آن‎که افزون بر احادیث فراوان، حتی آیاتی از قرآن کریم نیز به صراحت دلالت بر آن دارد که ورود به بهشت پیچیده در سختی‎‎ها و دشواری‎‎ها است. قرآن با شگفتی از مدعیان می‎پرسد:«آیا پنداشته‎اید که داخل بهشت می‎شوید، در حالی‎که هنوز سرگذشت آن‎ها که پیش از شما بودند به‎سراغ شما نیامده است؟ به آن‎ها سختی و زیان رسید و به تزلزل افتادند تا آن‎جا که پیامبر و مؤمنان همراهش گفتند: یاری خدا کی می‎رسد؟» از نظر قرآن «بهشت منزلگاه کسانی است که (همواره) از جایگاه خدای خویش بیم ناکند و خود را از هوس‎‎های نفس باز می‎دارند»

چگونه می‎توان پذیرفت که کسانی با یک عمر جهاد و ایثار، تضمین برای ورود در بهشت نداشته باشند، اما بهشت برای آنان که بکاء یا تباکی در مصیبت سالار شهیدان (علیه‎السلام) داشته باشند، ضمانت شده است؟ به راستی چرا زیارت آن حضرت را موجب ریزش همه گناهان، معادل عمره، معادل حج، برابر حج و عمره و حتی ۲۰، ۸۰ و یا ۱۰۰ حج مقبول دانسته‎اند. این پرسشی است که ما را به بحث در مورد فلسفه قیام عاشورا و آثار یادآوری و بزرگ‎داشت آن واقعه بزرگ می‎کشاند.

بایسته‎‎های عزاداری و آسیب‎‎های آن

بی‎تردید پاداش‎‎های بی‎نظیری که برای عزاداری حسین (علیه‎السلام) وعده داده شده است بی‎دلیل نیست؛ بلکه ناشی و حاکی از آثار و برکات بی‎مانند آن است؛ خصوصا با توجه به تأکید‎‎هایی که بر تکرار، علنی و جمعی بودن این‎گونه مراسم شده است؛ حتی اگر هزینه‎‎های جانی هم در پی‎داشته باشد. اینک باید دید آن آثار و برکات چیست و به چه دلیل عزاداری این همه ارزش دارد؟ پاسخ به این پرسش، آسیب‎شناسی عزاداری را هم برای ما ممکن می‎سازد. در یک جمع‎بندی ساده می‎توان با استفاده از منابع و متون دینی در این زمینه گفت: اولا عزاداری، درسی برای چگونه زیستن است نه صرفا برگذشته گریستن. عزاداری نگاه به گذشته است برای پیمودن راه آینده.

ثانیا عزاداری مبتنی بر معرفت، به نوبه خود مولد معرفت‎‎های جدید است. و ثالثا احیای «امر» است؛ امر خدا، پیامبران و امامان. وقتی عزم بر ساختن آینده آرمانی پیدا شد و معرفت نیز وجود داشت، آن‎چه اینان خواسته‎اند محقق می‎شود و همین است راز عظمت عاشورا و بزرگداشت آن.

اما اگر یاد عاشورا بخواهد ما را در گذشته نگه دارد و با توقف در احساسات و عواطف، از تعقل و تدبر باز دارد و به‎جای «احیای امر»، انزوا را بر ما تحمیل کند، آیا شایسته این‎همه توصیه و مستوجب آن‎همه پاداش خواهد بود؟! چنین برداشتی ظلم دیگری است که گاهی بر آن واقعه بزرگ رفته است. به تعبیر استاد حکیمی: «در عاشورا دو ظلم واقع شده است: یکی بر حضرت امام حسین (علیه‎السلام) و خاندان پیامبر اکرم (صلی‎ا...علیه‎وآله‎وسلم) و دیگری بر خود عاشورا» و بنابراین «باز باید عاشورایی برای عاشورا گرفت... . و اکنون ما مسلمانان هستیم و دو تجدید نظر ضروری:

الف) تجدید نظر در شناخت عاشورا.

ب) تجدیدنظر در چگونگی بهره‎وری از عاشورا...»

اول) شناخت آینده از طریق نگاه به گذشته

تشکیل مجالس ذکر مصائب عاشورا برای کسب آگاهی از آن‎چه اتفاق افتاده است تا آموزش‎‎های لازم را برای تعیین سرنوشت خود در آینده فراگیریم. چنین است که عاشورا در بردارنده «درس‎‎ها و عبرت‎ها» می‎شود. عبرت از ماده عبور است؛ عبور از گذشته به‎سوی آینده. بنابراین گریه بر سیدالشهداء (علیه‎السلام)، بازگشت به گذشته و موجب خمودی و رکود نیست، حرکت از گذشته است برای ساختن جامعه‎ای آرمانی و موردپسند آن حضرت. عزاداری پاس‎داشت گذشته است و بازساخت آینده و از این‎رو «بزرگ‎داشت و بازسازی این واقعه و به‎خاطر آوردنش موجب می‎شود تا بتوانیم از برکات آن در جامعه امروز نیز بهره گیریم. همان‎طور که اصل آن واقعه تأثیر شگرفی در جامعه آن روز داشته است، خاطره و بازسازی آن نیز می‎تواند آثاری متناسب با‎ آن داشته باشد.»

اولین اثر زیارت امام حسین (علیه‎السلام) و یاد عاشورا باید همین باشد که در زندگی آینده خود، مانند او باشیم و چنین است که در زیارت عاشورا پس از یادآوری سنگینی مصائب آن حضرت، با او چنین پیمان می‎بندیم که «ای ابا‎عبدا...! من تا قیامت آنان که شما را دوست دارند، دوست می‎دارم و با آنان که به جنگ شما در آیند می‎جنگم» و سپس از خدا درخواست می‎کنیم«اینک که به‎واسطه آشنایی با او ما را بزرگ کرده است، توفیق خون‎خواهی او را نیز به ما عنایت کند.» و باز هم در پایان آرزو می‎کنیم که «خداوند در دنیا و آخرت ما را با آن حضرت قرار دهد و گام‎‎های ما را در راه ایشان ثابت و استوار بدارد.»همه این‎‎ها نشان از هدف اصلی عاشورا و یادکرد آن دارد و این‎که مقصود اصلی حیات و ممات حسین‎وار است.

دوم) ابتنای بر معرفت و تولید علم

اگر هدف از عزاداری، الگوگیری برای آینده و فراگرفتن درس چگونه زیستن است، بدون تردید باید مبتنی بر معرفت و شناخت دقیق گذشته باشد. عزاداری آن‎گاه انسان و جامعه را می‎سازد که تنها ناشی از تحریک عواطف و احساسات نباشد و عزادار بداند که حسین (علیه‎السلام) که بود، چه می‎گفت، با او چه کردند و او چه واکنشی نشان داد؟ طبیعی است که چنین معرفتی از گذشته، معرفت جدیدی نسبت به آینده تولید می‎کند و عزادار واقعی می‎تواند حسین زمان خود و دوستان و دشمنانش را بشناسد و دریابد که باید چگونه رفتار کند. این همان چیزی است که امام برای آن قیام کرد و اگر حاصل شود، کمترین پاداش آن بهشت است؛ همان که در روایات آمده بود!

بر همین اساس گروه پرشماری از روایات، پاداش‎‎های وعده داده شده برای عزاداری را مقید به آن کرده‎است که زائر آن حضرت «معرفت به حق او» داشته باشد. عالم جلیل القدر شیعی، ابن قولویه قمی، حداقل ۱۷ روایت با چنین قیدی را گردآوری کرده و اعتبار کتاب او نیز بی‎نیاز از توضیح است. جالب این‎که گریه هم که موضوع بسیاری از روایات و ثواب‎‎های عزاداری است، بدون شناخت (حداقل اجمالی) حاصل ناشدنی است و به همین دلیل دارای ارزش بسیار است. حتی آن‎گونه که گفته‎اند تباکی و گریه‎نمایی بر حضرت نیز بدون شناخت ممکن نخواهد بود. ابن قولویه پس از بررسی مفاد روایات و نقل این جمله از شیخ محمد عبده در تفسیر المنار (ج ۸، ص ۳۰۱) که «التباکی تکلف البکاء لاعن ریاء»، نتیجه می‎گیرد که «باکی و متباکی در سوزش قلب و تأثر نفس مشترک اندو لذا در اثر آن یعنی نفرت و برائت از عاملان آن هم مشترک اند.»بر همین اساس، یکی دیگر از علما آنان که تباکی را تظاهر و ریا می‎دانند محکوم به دریافت نکردن حقیقت کلام امامان می‎کند.

سوم) احیای دین و اصلاح جامعه

یکی از مهم‎ترین ثمرات عزاداری که اتفاقا در صورت اجتماع و گروهی بودن آن بهتر حاصل می‎شود، اقامه دین و «احیای امر» است؛ این تعبیر تأمل برانگیزی است که در روایات نیز بر آن تأکید شده است. برای نمونه امام صادق (علیه‎السلام) از فضیل بن یسار پرسیدند که آیا با یکدیگر می‎نشینید و گفت‎وگو می‎کنید یا نه؟ وقتی فضیل پاسخ مثبت داد، امام فرمودند: «بدانید که من این‎گونه مجالس را دوست دارم. پس امر ما را احیا کنید؛ زیرا هرکس در مجلسی بنشیند که در آن امر ما زنده می‎شود، قلب او در روزی که قلب‎‎ها می‎میرند، نخواهد مرد.»تجربه نشان داده است که «با تشویق مردم به زیارت و گریه و تمایل دل‎‎ها به‎سوی آنان، پایه‎‎های کفر فرو می‎ریزد، شعله‎‎های آن فرو می‎نشیند و اساس ظلم متزلزل می‎شود... زیارت موجب ترغیب زائر به پیمودن راه آنان و ترک اموری می‎شود که موجب دوری از آنان است» و این همان چیزی است که از ما خواسته‎اند؛ یعنی احیای امر. مخالفت و ممانعت همیشگی حکام جور با زیارت امام حسین (علیه‎السلام) و نیز مجالس عزاداری آن حضرت به همین سبب بوده است. هنگامی‎که می‎بینیم آن حضرت، علت اصلی قیام خود را اقامه حق و ابطال باطل دانسته اند، حرکت خود را برای اصلاح جامعه مسلمانان می‎نامد و در این راه حاضر به آن‎گونه فداکاری‎‎ها می‎شود، چگونه می‎توان پیرو حسین (علیه‎السلام) بود و در مقابل ستم و ستمگران ساکت بود؛ چه رسد به همکاری؛ چگونه می‎توان یا حسین (علیه‎السلام) گفت و در برابر بدعت سکوت اختیار کرد؟!این آموزه‎‎ها در گفتار‎ها و رفتار‎های آن حضرت به‎صورت‎های مختلف تجلی یافته است. برای نمونه امام (علیه‎السلام)، به‎هنگام خروج از مدینه ضمن نامه‎ای به برادرش محمدبن حنفیه می‎نویسد: «من از روی خودخواهی یا برای خوشگذرانی فساد و ستمگری از این شهر خارج نمی‎شوم، بلکه هدف من از این سفر اصلاح در میان امت جدم است، می‎خواهم امر به معروف و نهی از منکر کنم و همانند پیامبر و پدرم عمل کنم» امام هنگام پایان سخنرانی در صحرای منی می‎فرماید: «خداوندا! تو خود می‎دانی که آن‎چه انجام می‎دهیم نه برای کسب قدرت است و نه برای رسیدن به امکانات بی‎ارزش دنیوی؛ قیام ما برای آن است که پرچم ارزش‎های دینی برافراشته و سرزمین‎‎های تو آباد شود ، امنیت بندگان مظلوم فراهم آید و دستورات و احکام تو اجرا شود»



سه شنبه 8 آذر 1390-06:52 ب.ظ
نظرات() 

Can exercise increase your height?
دوشنبه 27 شهریور 1396 08:02 ب.ظ
I have read so many articles about the blogger lovers but
this piece of writing is in fact a good post, keep it up.
marcie0huff9.jimdo.com
جمعه 13 مرداد 1396 09:41 ب.ظ
Thanks in support of sharing such a fastidious thought, post is pleasant, thats why i have read it completely
Hildegarde
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 08:01 ق.ظ
It's truly very complex in this busy life to listen news on Television, thus I simply use internet for that purpose, and get the newest information.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر